جلال الدين الرومي

324

فيه ما فيه ( فارسى )

چيزى كه بدان بارهاى سنگين را وزن مىكنند ، رجوع كنيد به معجم البلدان ج 7 ، ص 20 - 22 و انساب سمعانى و تاج العروس . ( 199 ) س 11 ، دراز كشيدن : تطويل بلا طائل و سخن دراز و مطوّل گفتن است ، مولانا در مثنوى مىفرمايد : گر بفرمايد بگو بر گوى خويش * ليك اندك گو دراز اندر مكش ور بفرمايد كه اندر كش دراز * همچنان شرمين بگو با امر ساز ( ص 377 - 378 ) ( 200 ) ص 103 ، س 11 ، دوانيدن ، در غياث اللّغات ( دواندن ) به معنى خجل كردن ضبط شده و در متن حاضر به معنى درشتى كردن و خشم گرفتن است و در بشرويهء خراسان هم‌اكنون مرادف درشت گفتن و تندى كردن در گفتار استعمال مىشود و به معنى غالب شدن و فائق آمدن نيز مىآيد چنان‌كه درين بيت از غزليّات مولانا : آن ماه كو به خوبى بر جمله مىدواند * اى عاشقان شما را پيغام مىرساند ( 201 ) ص 104 ، س 4 ، « آورده‌اند كه پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم الخ » اين واقعه در مراجعت از غزوه تبوك اتفاق افتاد و نصّ آن در عيون الاخبار ج 1 ص 134 چنين است : لما تزل النبىّ المعرّس امر مناديا فنادى لا تطرّقوا النساء فتعجّل رجلان فكلاهما وجد مع امرأته رجلا . نيز رجوع كنيد به : احباء علوم الدّين ج 2 ، ص 30 و 174 و شرح آن موسوم به اتحاف السادة المتّقين به شرح اسرار احياء علوم الدّين ، ج 5 ، ص 359 - 360 كه مدارك خبر را به تفصيل ذكر مىكند . ( 202 ) س 10 ، « راه يسى عليه السّلام » مقايسه فقر عيسوى است با فقر محمّدى و بيان آن در مثنوى بدين‌طريق فرموده است : گفت مرغش پس جهاد آنگه بود * كاين چنين رهزن ميان ره بود از براى حفظ يارى و نبرد * بر ره ناايمن آيد شيرمرد عرق مردى آنگهى پيدا شود * كه مسافر همره اعدا شود چون نبىّ السّيف بوده است آن رسول * امّت او صفدرانند و فحول